| خواستگاري حلال، حقوق خانواده در اسلام |
امروز روایتهای انحرافی بسیاری درباره حقوق خانواده و نقش زنان ارائه میشود که هیچکدام برگرفته از معارف اسلامی نیست و بعضاً بهنام اسلام و با رنگ و لعاب حقوق اسلامی اما با محتوای کاملاً آلوده به مفاهیم شرکآمیز منعکس میگردد که باعث فروپاشی نهاد خانواده و بروز درگیریها و اختلافات حقوقی و کیفری در خانواده شدهاند.
اسلام در پرتو قرآن کریم و احادیث معتبر دینی نقش حقوقی دقیقی را برای افراد در خانواده ترسیم کرده که عملکردن به این دستورات، جایگاه خانواده و ارزشهای والای آن در سایه آرامش موردنظر قرآن کریم را نشان خواهد داد. آنچه با هم میخوانیم بخش اول از مقالهای است که از باشگاه اندیشه گرفته شده است.
آسیبها و آفتهایی که موجب سستشدن بنیاد خانواده شده، توجه محققان را به مطالعه کارکردها و ابعاد گوناگون این نهاد جلب نموده است. اگر قرن حاضر را قرن فروپاشی خانواده در غرب بنامیم گزافه نگفتهایم، این سیل بنیانکن به مرزهای کشورهای غربی محدود نمانده و از طریق وسایل ارتباطی، مهاجرت و ... به کشورهای اسلامی و جهان سوم وارد شده است. آمار رو به افزایش طلاق در کشورهای اسلامی مایه نگرانی بسیاری از متفکران و دینداران گردیده است.
تأسفانگیزتر در فرایند صنعتی شدن کشورهای جهان سوم و ورود ماشین و صنعت از کشورهای غربی، «جنبشهای آزادی زنان» از نوع غربی آن هم وارد این کشورها شده است. ماهیت این جنبشها با فرهنگ و تمدن اسلامی ناهمگون است، چرا که در این ایدهها «زن محوری» به شکل افراطی دیده میشود اما خدا جایگاهی ندارد. در جامعه و فرهنگی که خدا حضور نداشته باشد، ایثار و فداکاری و مهر و عاطفه و سایر دستورهای اخلاقی و دینی بیمعناست. دستورهای اخلاقی چون گذشت و مهرورزی اساس و بنیاد خانواده را تشکیل میدهد. سسست شدن بنیاد خانواده نیز دورنمای آینده بشر و ارزشهای انسانی را تار و مبهم میسازد. براساس این واقعیت است که گفتهاند: «سست شدن بنیان خانواده در قرن حاضر تهدیدی برای آینده بشریت و ارزشهای انسانی است.» (1)
این در حالی است که متفکران مسلمان با تکیه بر تعالیم انسان ساز اسلام تنها راه گریز از آثار سوء و خانمان برانداز فرهنگ غرب را پناه بردن به معنویت و اخلاق میدانند.
آمیختن حقوق و اخلاق از امتیازات نظام حقوقی اسلام است که در بحث حقوق خانواده جا گرفته است. آمیختگی فقه خانواده و اخلاق خانواده در اسلام از روی حکمت و تدبیر صورت گرفته است. طبیعت خانواده اقتضای چنین ترکیبی را دارد. بلکه میتوان گفت: نقش اخلاق در خانواده که کانون مهر، ایثار و گذشت است بیش از حقوق میباشد(2) با این وصف توجه به حقوق خانواده و ارتقای جایگاه زن در خانواده از موضوعات مهم مورد توجه محققان، حقوقدانان و فقیهان در کشورهای اسلامی بوده است تا شاید بتوان از این طریق جلوی سیل مخرب فرهنگ غربی که موجودیت خانواده را در کشورهای اسلامی تهدید میکند، سد نمود. از میان روشهای گوناگون انجام اصلاحات در حوزه حقوق خانواده بیشک، اصلاح معطوف به کتاب و سنت و به اصطلاح «درون دینی» مطمئنترین و بینقصترین روشهای اصلاح است که ضرورت آن غیرقابل انکار میباشد. این تحقیق در پی آن است که حقوق خانواده و تحولات آن را مطالعه کند و این حقیقت را بازنماید که اولاً: تحول و تطبیق جریانات و نهادهای اجتماعی با زمان یک ضرورت انکارناپذیر است.
ثانیاً: این وظیفه اندیشوران و محققان مسلمان است که بهترین و سالمترین نوع اصلاح و تحول را در نهادهای اجتماعی از جمله نهاد خانواده به کار بندند. به تعبیر دیگر در کشاکش میان سنت و تجدد، ناگزیر از اصلاح و ایجاد هماهنگی میان آن دو هستیم. این اصلاح باید در سایه سنت نبوی صورت گیرد، چرا که در سنت نبوی نه تنها اصلاحات تاریخی در حوزه حقوق خانواده و زن انجام شد که بنیادها و روشهای صحیح اصلاح نیز نمایان گردیده است.
خانواده از دیدگاه پیغمبر اکرم (ص)
وحی و سنت نبوی اساساً جداییناپذیرند؛ آنچه در کتاب خدا بر پیغمبر نازل شده است با تبلیغ در جامعه گسترش مییابد و هر چه پیغمبر اکرم(ص) برای مردم میگوید، به حکم «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» مورد تأیید و حمایت خداوند جهانیان است.
پس ناگزیریم هر گاه سخن از دیدگاه حضرت محمد (ص) به میان آید به قرآن کریم مراجعه کنیم.
الف)سفارش به ازدواج:
در این که نکاح، نهادی است مورد توصیه و سفارش اسلام هیچ تردیدی وجود ندارد.
فقیهان براستحباب تأکیدی نکاح در اسلام سه دلیل اقامه کردهاند: اجماع، کتاب و سنت(3)
براساس سنت قطعیه تمام مذاهب اسلامی، ازدواج، نهاد مقدسی است که سیره رسول خدا(ص) بر آن تأکید بسیار دارد. روایات زیادی از پیامبر در مجامع و منابع روایی شیعه و اهل سنت وارد شده است.(4) که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم. پیامبر (ص) فرمود: «ما بنی فیالاسلام احب الی الله عز و جل من التزویج؛ (5) هیچ نهادی محبوبتر از ازدواج نزد خداوند بزرگ نیست.»
نیز فرمودهاند که هر کس ازدواج کند نصف دینش را حفظ نموده. (6) ازدواج کنید که در روز قیامت به شما مباهات میکنم (7) و تأهل گزینید که روزی رسانتر است. (8)
از علی (ع) روایت شده است: ازدواج کنید که سنت رسول خداست و هم او فرمود: هر کس خواهد از سنت من پیروی کند ازدواج کند و فرزند بخواهد. (9)
امام صادق (ع) در پاسخ سؤالی که از رفتار شخصی پرسیده بودند که عبادت میکند و غذا و زن و بوی خوش را کنار گذاشته مرقوم فرمود: زن داشتن سنت رسول خدا بود و همواره گوشت و عسل میل میفرمود. (10) همچنین فرمود: هر کس دوست دارد که خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند، باید زن بگیرد. (11) دو رکعت نماز متأهل برابر با هفتاد رکعت نماز فرد بیهمسر است.(12)
ب) فواید و آثار نکاح
امام محمد غزالی، فیض کاشانی و ملااحمد نراقی ضمن اشاره به روایات و سنت رسول خدا(ص) فواید بسیاری برای نکاح برمیشمارند که به طور خلاصه به آنها اشاره میکنیم.(13)
1ـ پیدایش فرزند و بقای نسل منظور اصلی از تشریح نکاح است.
حضرت محمد (ص) فرمود: به زیادی امتم مباهات میکنم و دعای فرزند صالح تبرک دارد و به واسطه کودکی که بمیرد، طلب شفاعت میشود.
2ـ محفوظ ماندن از شیطان و دفع توفان شهوت و چشم پوشیدن از حرام.
3ـ راحتی نفس و انس آن به همنشینی با همسر و فرزند که موجب آسودگی خاطر و تقویت آن بر بندگی خداوند است.
4ـ فراغت دل از امور منزل و خانهداری.
5ـ جهاد با نفس و ریاضت آن در قیام به حقوق اهل و عیال و صبر بر اخلاق آنها و احتمال اذیت آنها و کوشش در اصلاح و ارشاد آنها.
آنچه در کلام بزرگان درباره اهداف ازدواج بیان شد، نشانگر آن است که اسلام برای ازدواج جنبه عبادی قائل شده، طبیعی است که اهداف معنوی ازدواج بر اهداف مادی آن برتری دارد. جالب این است که از میان اهداف فوق قرآن کریم ابتدا به آرامشدهندگی ازدواج تصریح میفرماید: «هو الذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها...؛ (14) اوست که همه شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن، زنش را نیز بیافرید تا به او آرامش یابد ...»
پس از آن میفرماید:
«فلما تغشیها حملت حملاً خفیفاً فمرت به فلما اثقلت دعوا الله ربهما لئن آتیتنا صالحاً لنکونن من الشاکرین؛ چون با او درآمیخت، به باری سبک بارور شد و مدتی با آن سر کرد و چون بار سنگین گردید، آن دو پروردگار خویش را بخواندند که اگر ما را فرزندی صالح دهی از سپاسگزاران خواهیم بود.»
به این ترتیب میتوان گفت ازدواج پیوند عاطفی و حقوقی است که به موجب آن کامجویی جنسی میان زن و مرد مشروع میگردد. بنابراین دستیابی به آرامش و آسودگی، اولین فایده و ثمره ازدواج است. چنان که از روایت منقول از پیامبر فهمیده میشود:«حببت الی من دنیاکم النساء و الطیب و جعلت قره عینی فی الصلاه؛ (15) از دنیای شما نزد من، اینها دوست داشتنی است: بوی خوش، زن و نور چشمم در نماز است.» ویژگی مشترک این سه چیز جدای از اثر معنوی، آرامشبخشی آنها است.
سخن و سیره رسول معظم (ص) علاوه بر توصیه به تشکیل نهاد خانواده، بر استحکام آن نیز تأکید دارد. سفارشهای حضرت بر رعایت نکاتی درباره گزینش همسر و بیان ملاکهای آن همه حکایت از این مهم دارد. انتخاب شایسته همسر و از روی حساب، پیش از ازدواج قطعاً از مشکلات و اختلافات خانوادگی پس از ازدواج میکاهد.
ابوحمزه ثمالی از جابربن عبدالله انصاری روایت میکند: روزی همنشین رسولالله(ص) بودیم. حضرت فرمود: میخواهید شما را از بهترین زنان آگاه سازم؟ جمع گفتند: بلی یا رسولالله. فرمود: بهترین زنانتان آنی است که فرزندآورتر و محبوبتر، پوشیدهتر و پاکدامن و عزیز در خانواده، فروتن و جلوهگر برای شوهر و متین در پیش دیگران باشد. (16) همچنین سفارش شده است که با فرد همشأن خود در دین و ایمان ازدواج نمایید. (17) سیره شخصی حضرت رسول(ص) این بود که هرگاه اراده ازدواج با زنی مینمود، ابتدا کسی را نزد او میفرستاد تا به او نیک بنگرد و گریبانش را ببوید. (18) حضرت فرمود:
«اذا القیالله فی قلب امری خطبئ امرأئ فلا بأس ان ینظر الیها؛ (19) زمانی که خداوند خواستگاری از زنی را در دل مردی اندازد، نگاه نمودن به زن برای وی حلال است.» طبیعی است دیدن زنی که مرد میخواهد از وی خواستگاری کند و تحقیق از اخلاق و خصوصیات ظاهری و باطنی وی بر پایداری نهاد خانواده مؤثر است.
پینوشتها:
1-شوک آینده، الوین تافلر، 139 به نقل فاطمه فکور، کتاب نقد، ش12، پائیز 1378، ص40.
2- حقوق مدنی خانواده، ناصر کاتوزیان، شرکت سهامی انتشار، تهران، چاپ سوم، 1371، ج1، صفحه ب.
3- اجماع مستند به کتاب و سنت است و اصطلاحاً اجماع مدرکی است و بسیاری از فقیهان اعتبار آن را وابسته به اعتبار مدرک آن دانستهاند. برخی فقیهان آن را به عنوان دلیل مستقل ذکر نمودهاند. نیز آیات صریحی از قرآن کریم مؤمنان را به نکاح تشویق میکند (سوره نور، آیه 32، سوره نساء، آیه3).
برای تفصیل مطلب، ر.ک: کتاب النکاح، شبیری زنجانی، مؤسسه پژوهشی رأیپرداز، 1378 – 1377، (تقریرات درس خارجه فقه) العروئ الوثقی، سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص622.
4- وسایل الشیعه، 14/3؛ من لایحضرئ الفقیه، محمدبن علی بابویه قمی، دارصعب، بیروت 1401/ 1981، 3/17 سنن، محمد بن یزید القزوینی ابن ماجه، دار احیاء التراث العربی، 1395/ 1975، 1/592.
5- وسایل الشیعه، 14/3.
6- همان، 5.
7- همان، 3.
8- همان.
9- همان.
10- همان،4.
11- همان، 6.
12- من لایحضره الفقیه، 3/242.
13- احیاء علومالدین، محمد الغزالی، دارالمعرفه، بیروت، 1402/ 1982، 2/24 – 31؛ المحجه البیضاء، مولی محسن الکاشانی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 3/51؛ معراج السعاده، ملااحمد نراقی، سازمان و انتشارات جاویدان، 225.
14- سوره اعراف(7)، آیه 189.
15- نهج الفصاحه، ترجمه و گردآورنده: ابوالقاسم پاینده، سازمان انتشارات جاویدان، 1361، ص283، ش 1343.
16- من لایحضره الفقیه، 3/246.
17- همان، ص248.
18- همان، ص245.
19- کنزالعمال، علاءالدین علی المتقی الهندی، مؤسسه الرساله، بیروت، 1399/ 1979/، 16/290.
|
|
|